انس

انس nədir, Farsca nə məna gəlir, Farsca انس nə mənasıdır? Farsca - Farsca

[ اَ نَ ] (اِخ) لال چند. از شاعران
فارسی گوی هند و از لکهنوست و به سال
۱۲۶۷ هـ .ق. درگذشته است. از اوست:
روح جمشید برد رشک بمی نوشی ما
که لب یار بود مایهٔ بیهوشی ما.
(از تذکره صبح ...

[ اَ نَ ] (اِخ) ابن زنیم بن عمرو کنانی
دئلی شاعر عرب، در جاهلیت نشأت کرد و
در ظهور اسلام پیغمبر را هجو کرد و از طرف
پیغمبر مهدور الدم شناخته شد آنگاه مسلمان
شد و پیغمبر را مدح ...

[ اَ نَ ] (اِخ) ابوسفیان. انس بن مدرک بن
کعب کلبی. شاعر و فارس عرب بود اسلام را
درک کرد و مسلمان شد. رجوع به الاصابة فی
تمییزالصحابة ج ۱ ص ۷۳ شود.

[ اُ ] (فرانسوی، اِ) واحد وزن معادل




۳۵/۲۸ گرم. (از لاروس).

[ اَ نَ ] (اِخ) ابوثمامة، انس بن مالک بن
نضربن ضمضم نجاری انصاری. از صحابه و
خادم پیغمبر اسلام بود ده سال قبل از هجرت
در مدینه بدنیا آمد و در کودکی مسلمان شد و
بخدمت پیغمبر درآمد و تا ...

[ اَ نِ ] (ع ص) انس گیرنده و انیس.
(ناظم الاطباء).

[ ] (اِ) بعربی اسطوخودوس است.
(فهرست مخزن الادویه). رجوع به
اسطوخودوس شود.

[ اُ نُ ] (ع اِ) جِ انوس. (منتهی الارب). و
رجوع به انوس شود.

[ اَ نَ ] (ع مص) خو گرفتن و آرام
یافتن بچیزی و نرمیدن از آن. (از اقرب
الموارد). آرام یافتن بچیزی و بی پژمان شدن.
(از ناظم الاطباء). || (اِمص) بی پژمانی.
(منتهی الارب) (ناظم ...

[ اِ ] (ع اِ) مردم. (منتهی الارب) (ناظم
الاطباء). بشر غیر جن و فرشته. (از اقرب
الموارد). واحد آن اِنسیّ و اَنَسی است. (از
منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، اُناس و
اَناسیّ. (از اقرب الموارد). ج، اَناسی و ...

[ اُ ] (ع مص) آرام یافتن به چیزی و
بی پژمان شدن. (منتهی الارب). خو گرفتن و
آرام گرفتن بچیزی و الفت گرفتن. (غیاث
اللغات). خوگر شدن. (یادداشت مؤلف).
|| (اِ) خرمی و بی پژمانی ضد ...

(اَ نَ) [ ع . ] (ص .) 1 - کسی که بدو انس گیرند. 2 - گروهی که در یک جا مقیم
باشند؛ ج . آناس .

( اُ ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) خو گرفتن . 2 - (اِ مص .) عادت . 3 - آرامش .

( اِ ) [ ع . ] (اِج .) مردم ، آدمیان .


Farsca - Farsca lüğətdə Farsca انس sözünün Farsca mənası nədir? Farsca dilindəki انس sözünün Farsca dilindəki mənasını yuxarıda oxuya bilərsiniz.

Was this article helpful?

93 out of 132 found this helpful