معاويه
معاويه nədir, Farsca nə məna gəlir, Farsca معاويه nə mənasıdır? Farsca - Farsca
[ مُ یَ ] (ع اِ) سگ مادهٔ آزمند گشن.
(منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
مادهسگ. (از اقرب الموارد). || بچهٔ روباه.
(منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از
اقرب الموارد). || ابومعاويه، يوز. (منتهی
الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ مُ یَ ] (اِخ) رجوع به ابوعبيداللََّه
معاويهبن عبيداللََّهبن يسار شود.
[ مُ یَ ] (اِخ) رجوع به ابومهلب
معاويهبن عمر شود.
[ مُ یَ ] (اِخ) ابن ابیسفيان صحربن
حرببن اميهٔ قرشی اموی (20 قبل از هجرت
60 هـ . ق.) نخستين خليفه از امويان و يکی از
دهات عرب است. در مکه متولد شد. در روز
فتح مکه (8 هـ . ق.) اسلام آورد ...
[ مُ یَ ] (اِخ) ابن اسحاق انصاری
(متوفی به سال 122 هـ . ق.) مردی شجاع و از
اشراف قوم خود بود. در کوفه سکنی داشت و
هنگامی که زيدبن علی بر بنی مروان خروج
کرد وی را ياری کرد و به همراه ...
[ مُ یَ ] (اِخ) ابن خديجبن جفنهبن
قنبر سکونی کندی از صحابهٔ حضرت رسول
و والی مصر بود. معاويهبن ابیسفيان
فرماندهی سپاهی را که به سوی مصر روانه
بود به وی سپرد و نيز چندين بار عهدهدار
فرماندهی جنگ مغرب شد. او را در ...
[ مُ یَ ] (اِخ) ابن صالحبن جدير
حضرمی حمصی (متوفی به سال 172 هـ .ق.)
از مشهورترين رجال حديث است. اصل وی
از حضرموت بود و در حمص نشأت يافت و
به سال 127 هـ . ق. از راه مصر به اندلس رفت
{P(1) ...
[ مُ یَ ] (اِخ) ابن عبداللََّهبن
جعفرالطيار، گويند معاويهبن ابیسفيان هزار
هزار درهم به عبداللََّهبن جعفر داد تا او نام پسر
خود را معاويه نهاد. (يادداشت به خط مرحوم
دهخدا).
[ مُ یَ ] (اِخ) ابن عمارالدهنی از
مشايخ شيعه و راوی فقه از ائمه. (ابنالنديم)
(يادداشت به خط مرحوم دهخدا).
[ مُ یَ ] (اِخ) ابن عمربن ابیعقرب
مکنی به ابونوفل دؤلی از فقها و علمای نحو
است و عمروبن علاء و شعبهبن حجاج از
شاگردان او هستند. (از معجمالادباء ج 7
ص164).
[ مُ یَ ] (اِخ) ابن قرهالبصری مکنی به
ابواياس تابعی است. (يادداشت به خط
مرحوم دهخدا). و رجوع به صفهالصفا، ج 3
ص179 و 180 شود.
[ مُ یَ ] (اِخ) ابن مالکبن اوس از ازد
و از قحطان است. جد جاهلی است و جريربن
عوف صحابی از نسل اوست. (از اعلام
زرکلی ج3 ص1053).
[ مُ یَ ] (اِخ) ابن هشامبن
عبدالملکبن مروان (متوفی به سال 119
هـ . ق.) جد امرای اندلس از بنیاميه است. وی
در زمان پدر درگذشت. (از اعلام زرکلی ج 3
ص1053).
[ مُ یَ ] (اِخ) ابن يزيدبن معاويهبن ابی
سفيان مکنی به ابوليلی و معروف به معاويهٔ
ثانی سومين خليفه از خلفای بنیاميه (متوفی
به سال 64 هـ . ق.). وی پس از يزيد به خلافت
رسيد اما خود را شايستهٔ خلافت ندانست و
کنارهگيری ...
Farsca - Farsca lüğətdə Farsca معاويه sözünün Farsca mənası nədir? Farsca dilindəki معاويه sözünün Farsca dilindəki mənasını yuxarıda oxuya bilərsiniz.
Was this article helpful?
93 out of 132 found this helpful