منصف
منصف nədir, Farsca nə məna gəlir, Farsca منصف nə mənasıdır? Farsca - Farsca
[ مُ صِ ] (ع ص) داددهنده. (دهار)
(آنندراج). آنکه به عدالت و داد رفتار می کند
و انصاف دارد و با انصاف و با داد و عدل و
دادگر. (ناظم الاطباء):
منصف در دوام زند خاصه پادشاه
انصاف تو دلیل ...
[ مُ نَ صْ صَ ] (ع ص) به دو نیم
کرده. دوبخش شده. (یادداشت مرحوم
دهخدا):
قاضی امام فخر که فرزند آصفی
با آصف سلیمان سیب منصفی.
سوزنی (یادداشت ایضاً).
رجوع به تنصیف شود. || ...
[ مِ / مَ صَ ] (ع ص، اِ) چاکر. ج،
مناصف. (منتهی الارب) (از آنندراج).
خدمتگار. (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء) (از
اقرب الموارد).
[ مَ صَ ] (ع اِ) نیمهٔ راه. (منتهی
الارب) (آنندراج). میانهٔ راه. ج، مناصف.
(ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از
محیطالمحیط). || منصف القوس و الوتر؛
محل نصف کردن آن دو. (از ...
[ مُ نَ صْ صِ ] (ع ص) دونیم کننده.
دوبخش کننده. نصف کننده. (یادداشت مرحوم
دهخدا). رجوع به تنصیف شود.
- منصف الزاویه؛ (اصطلاح هندسه) خطی
است که از رأس زاویه رسم شود و زاویه ...
[ مُ صِ ] (اِخ) از شاعران قرن
یازدهم هجری قمری و از مردم شیراز بود، اما
به جهت کثرت اقامت در تهران به تهرانی
شهرت یافت. وی سفری به هند نیز کرده
است. از اوست:
با زشتی عمل چه کند ...
(مُ ص ) [ ع . ] (اِ فا.) انصاف دهنده ، عادل .
Farsca - Farsca lüğətdə Farsca منصف sözünün Farsca mənası nədir? Farsca dilindəki منصف sözünün Farsca dilindəki mənasını yuxarıda oxuya bilərsiniz.
Was this article helpful?
93 out of 132 found this helpful