من
من nədir, Farsca nə məna gəlir, Farsca من nə mənasıdır? Farsca - Farsca
[ مِ ] (ع حرف جر) از. (ترجمان القرآن).
ترجمهٔ لفظ «از». (غیاث) (آنندراج). یکی از
حروف جاره است به معنی «از» و در چندین
وجه استعمال می گردد:
۱ -ابتدای غایت، و غالباً در همین وجه به
کار رود، ...
[ مَ ] (ع اِ) هر کس. (ترجمان القرآن). به
معنی کسی و آن کس و کیست و به این معنی
برای جمع و مفرد هر دو آمده. (غیاث). اسمی
است مبهم غیرمتمکن به معنی کسی و هر
کسی ...
[ مَ ] (اِ) هر چیزی که بر درخت بندد مانند
گزانگبین و ترنگبین و بیدانگبین و شیرخشت
و مانند آن. (برهان) (از ناظم الاطباء). در
زبانهای سامی عموماً این کلمه آمده، ولی
محتمل است که «من» تورات همان «من»
نباشد که ...
[ مَ ن ن ] (ع اِ) ترنجبین. (ترجمان القرآن)
(مهذب الاسماء). گز انگبین. (زمخشری).
ترانگبین و آن تری و پشک است که بر
درخت و سنگ منعقد شود و هر شبنم که از
آسمان افتد شیرین همچو انگبین و بسته گردد
و ...
[ مَ ن ن ] (ع مص) نعمت دادن. (تاج
المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی) (ترجمان
القرآن) (غیاث). نکویی کردن با کسی. مِنّینی ََ.
(از منتهی الارب). انعام کردن بر کسی بدون
رنج و آزار و نیکی و احسان کردن ...
[ مَ ] (ضمیر) به معنی خود که به عربی انا
گویند. (برهان). ضمیر متکلم واحد. (غیاث).
ضمیر متکلم واحد. (آنندراج). ضمیر
شخصی منفصل، اول شخص مفرد (متکلم
وحده) و در اتصال به «را» معمولاً نون آن
حذف و «مرا» گفته شود. خود. ...
[ مَ ] (اِ) وزنی باشد معین در هر جایی و
آنچه در این زمان متعارف است چهل استاراست و هر استاری پانزده مثقال که مجموع
من ششصد مثقال باشد به وزن تبریز و هر
مثقالی شش دانگ و دانگی ...
[ مَ ] (اِخ) (به آلمانی: ماین) رودی در
آلمان غربی که فرانکفورت و بایروت را
مشروب می سازد و یکی از شاخه های رود
رَن (راین) است و ۵۲۴ کیلومتر طول دارد
و یکی از راههای مهم آبی آلمان است. (از
لاروس).
[ مَ ] (اِخ) جزیره ای است به انگلستان
که در دریای ایرلند واقع است و ۵۷۰ کیلومتر
مربع وسعت و ۴۸۲۰۰ تن سکنه دارد و یکی
از مراکز جلب سیاحان است. (از لاروس).
[ مِ ] (اِخ) (به انگلیسی: مِین) یکی از
ایالات ممالک متحدهٔ آمریکای شمالی است
که ۹۸۳۰۰۰ تن سکنه دارد و مرکز آن
آگستا است. (از لاروس).
[ مِ ] (اِخ) رودی در فرانسه و یکی از
شاخه های لوار است که آنژر را مشروب
می سازد و ۱۰ کیلومتر طول دارد.
( ~.) (اِ.) سوراخ وسط شاهین ترازو که زبانة ترازو را از آن بگذرانند.
(مَ نّ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) نیکویی کردن دربارة کسی . 2 - بخشش نمودن و سپس منت
گذاشتن . 3 - (اِمص .) منت .
(مَ) (اِ.) واحدی برای وزن برابر با سه کیلوگرم .
(مِ) [ ع . ] (حرف جر، حراض .) از.
( ~.) (ضم .) ضمیر اول شخص مفرد.
Farsca - Farsca lüğətdə Farsca من sözünün Farsca mənası nədir? Farsca dilindəki من sözünün Farsca dilindəki mənasını yuxarıda oxuya bilərsiniz.
Was this article helpful?
93 out of 132 found this helpful