مرد

مرد nədir, Farsca nə məna gəlir, Farsca مرد nə mənasıdır? Farsca - Farsca

[ مَ ] (اِ) انسان نرینه. آدمیزاد نر. جنس
نر از انسان. نوع نر از آدمی. مقابل زن که نوع
ماده است. (ناظم الاطباء):
مردیش مردمیش را بفریفت
مرد بود از دم زنان نشگیفت.نظامی.

|| انسان ...

[ مَ ] (ع اِ) میوهٔ اراک تازه و تر یا میوهٔ
رسیدهٔ اراک. (از منتهی الارب). میوهٔ تازه و
شاداب درخت اراک یا میوهٔ نضیج و رسیدهٔ
آن. واحد آن مردة است. (از متن اللغة). میوهٔ
تازه درخت اراک. (غیاث اللغات).

[ مِ رَدد ] (ع ص) رجل مرد؛ کثیرالرد و
الکر. (متن اللغة) (اقرب الموارد). رداد. کرار.

[ مُ رِدد ] (ع ص) آرزومند جماع.
(منتهی الارب). مرد آزمند جماع. (آنندراج).
مرد بسیارشهوت. (از متن اللغة). || مردی
که بی زنی او یا سفرش دراز کشیده باشد.
(منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مردی که
دوران ...

[ مَ ] (ع اِمص) راندگی سخت.
(ناظم الاطباء). سوق شدید. (متن اللغة).
|| (مص) سخت راندن و با مردی راندن
کشتی را. (از منتهی الارب). مرد السفینة؛
دفعها بالمردی. (متن اللغة). || تر کردن نان ...

[ مَ رَ ] (ع مص) ریش برآوردن پسربچه
بعد سادگی زنخ. (از منتهی الارب). به کندی
برآمدن ریش یا اصلاً برنیامدن ریش وی و
بی ریش ماندن او، فهو أمرد. مدت زمانی
بی ریش ماندن جوان سپس برآمدن ...

[ مَ رَدد ] (ع مص) بازگردانیدن.
(تاج المصادر بیهقی). ردّ. ردّة. (متن اللغة).
رجوع به ردّ در تمام معانی مصدری شود.
|| (اِمص) بازگشت. انصراف. برگشت. ردّ.
رجوع. تغییر: لامرد لقضاء اللََّه؛ قضای خدا را
بازگشتی نیست : ...

[ مُ ] (فعل ماضی) ریشهٔ ماضی است از
مصدر مردن. رجوع به مردن شود. || (ص)
ایستاده. غیر جاری. ناروان . (ناظم الاطباء).
بدین معنی تنها مرده آمده است. رجوع به
مرده شود. || مهمل ...

[ مُ ] (ع ص، اِ) جِ اَمْرَد. رجوع به أمرد
شود.

(مَ رَ دّ) [ ع . ] 1 - (مص م .) بازگردانیدن . 2 - (اِمص .) رد، بازگشت .

(مُ) (اِمص .) مردن ، مرگ .

(مَ) [ په . ] (اِ.) 1 - مقابل زن . ج . مردان . 2 - کنایه از: شجاع ، دلیر، بخشنده
.


Farsca - Farsca lüğətdə Farsca مرد sözünün Farsca mənası nədir? Farsca dilindəki مرد sözünün Farsca dilindəki mənasını yuxarıda oxuya bilərsiniz.

Was this article helpful?

93 out of 132 found this helpful