فراش
فراش nədir, Farsca nə məna gəlir, Farsca فراش nə mənasıdır? Farsca - Farsca
[ فِ ] (ع اِ) گستردنی. (منتهی الارب)
(ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی).
آنچه گسترده میشود و بر آن میخوابند. فِعال
به معنی مفعول است. (اقرب الموارد). جامهٔ
خواب :
علی بود مردم که او خفت آن شب
به جای ...
[ فَ ] (ع اِ) گِل و لای خشک شده بر
روی زمین. آنچه از گِل و لای که پس از عبور
آب بر زمین بخشکد. || غوره های شراب و
دوشاب. || حبابهایی که ...
[ فَ رْ را ] (ع ص، اِ) صیغهٔ مبالغه از
فرش. (از اقرب الموارد). آنکه فرش و بساط
را گسترد: فراش باد صبا را گفته تا فرش
زمردین بگسترد. (گلستان).
تا جهان بوده ست فراشان گل
از سلحداران خار ...
[ فَ رْ را ] (اِخ) دهی است از دهستان
بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول،
واقع در ۱۲هزارگزی جنوب دزفول و
ده هزارگزی جنوب باختری شوسهٔ شوشتر به
دزفول. ناحیه ای است واقع در دشت و
گرمسیر که دارای ۱۵۰ تن ...
[ فَ رْ را ] (اِخ) دهی است از دهستان
سرویزن بخش ساردوئیهٔ شهرستان جیرفت،
واقع در ۱۲هزارگزی جنوب خاوری
ساردوئیه، سر راه فرعی ساردوئیه به راین.
ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر که دارای
دویست تن سکنه است. از شش ...
[ فَ رْ را ] (اِخ) دهی است از دهستان
چمچمال بخش صحنهٔ شهرستان
کرمانشاهان، واقع در ۲۷هزارگزی جنوب
باختری صحنه و چهارهزارگزی جنوب
بیستون، نزدیک راه هرسین، کنار رودخانهٔ
گاماسیاب. ناحیه ای است واقع در دشت،
سردسیر، معتدل که دارای ...
(فَ رّ) [ ع . ] (ص .) 1 - گسترندة فرش . 2 - در فارسی به معنی پیشخدمت ، خدمتکار.
(فِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - بستر، رختخواب ، هر چیز گستردنی . 2 - همسر. ؛ تجدید ~کردن
دوباره زن گرفتن ، زن دیگر خواستن .
Farsca - Farsca lüğətdə Farsca فراش sözünün Farsca mənası nədir? Farsca dilindəki فراش sözünün Farsca dilindəki mənasını yuxarıda oxuya bilərsiniz.
Was this article helpful?
93 out of 132 found this helpful