شم
شم nədir, Farsca nə məna gəlir, Farsca شم nə mənasıdır? Farsca - Farsca
[ شَ ] (اِ) خوف. ترس. بیم. || دُم. ذنب.
دنبال. || فریب. مکر. حیله. نیرنگ. دغا.
|| دوری. (ناظم الاطباء). نفرت و دوری.
(فرهنگ جهانگیری). || مسافت.
|| ...
[ شُ ] (اِ) چاروق و پای افزاری که زیر آن
از چرم و بالای آن از ریسمان بود. (ناظم
الاطباء) (از برهان) (از فرهنگ
جهانگیری):
که را بنده کو بار مردم کشد
گهی شم کشد گه بریشم کشد.نظامی.
[ شُ ] (ص) مخفف شوم. شوم. بدیمن.
منحوس. (ناظم الاطباء).
[ شَ م م ] (ع اِمص، اِ) حس بینی که درک
بویها بدان است. (از اقرب الموارد). یکی از
حواس پنجگانه که عمل درک بوها از آن
صادر میشود. (ناظم الاطباء). حس شامه و
آن در فارسی غالباً به تخفیف میم ...
[ شَ م م ] (ع مص) بوییدن. (منتهی
الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شَمیم.
شِمّیمی ََ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). شم
ریحان و جز آن؛ گرفت بوی آن به حاسه و
شم. (از اقرب الموارد). رجوع بهمین مصادر
کلمه شود. ...
[ شُ م م ] (ع ص، اِ) جِ اَشَمّ و شَمّاء. (اقرب
الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به اشم و شماء
شود.
[ شَ ] (اِخ) نام پادشاه کابل جد
گرشاسب. (مزدیسنا و ادب پارسی ص
۴۱۷):
ز شم زآن سپس اثرط آمد پدید
و زین هر دو شاهی به اثرط رسید.
اسدی (ایضاً).
(شَ) (مص ل .) 1 - رمیدن . 2 - آشفته شدن .
(شَ مّ) [ ع . ] 1 - (مص م .) بوییدن . 2 - (اِ.) یکی از حواس پنجگانه که وظیفه اش
درک بوی هاست . 3 - بو. 4 - ادراک .
( ~ .) (اِ.) چارق .
(شَ) (اِ.) ناخن .
Farsca - Farsca lüğətdə Farsca شم sözünün Farsca mənası nədir? Farsca dilindəki شم sözünün Farsca dilindəki mənasını yuxarıda oxuya bilərsiniz.
Was this article helpful?
93 out of 132 found this helpful