شرج

شرج nədir, Farsca nə məna gəlir, Farsca شرج nə mənasıdır? Farsca - Farsca

[ شَ ] (ع اِ) آبراهه از زمین سنگلاخ به
سوی زمین نرم. (منتهی الارب) (از اقرب
الموارد). ج، اشراج. راه گذر آب در سنگلاخ.
|| گروه. یقال: اصبحوا فی هذا الامر
شرجین؛ یعنی فرقتین. (منتهی الارب). ...

[ شَ رَ ] (ع اِ) جای فراخ از وادی.
(منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، اشراج.
|| راه کهکشان. (منتهی الارب). مجره.
(اقرب الموارد).
- شرج السماء؛ راه کهکشان. (مهذب
الاسماء).
|| ...

[ شَ ] (ع مص) آمیختن. (منتهی
الارب). || آمیختن گوشت پخته با خام.
(منتهی الارب). مخلوط کردن شراب را به
آب: شرج الشراب بالماء؛ آمیخت شراب را با
آب. (از اقرب الموارد). || ...

[ شَ رَ ] (ع مص) اشرج گردیدن ستور.
(از منتهی الارب). (اشرج گردیدن ستور آن
است که یک خصیهٔ وی کلان باشد یا یک
خصیه باشد او را). (از لسان العرب). یک خایه
از خایهٔ دیگر بزرگتر شدن. ...

[ شَ ] (اِخ) آبی است در مشرق اجفر و
بین این دو، عقبه ای است و در نزدیکی فید
(قلعهٔ) بنی اسد واقع شده است. (از معجم
البلدان).

[ شَ ] (اِخ) کوهی است در دیار غنی و
یا اینکه آبی است متعلق به بنی عبس در نجد
از ارض عالیة. (از معجم البلدان). آبی است
مر بنی عبس را. (منتهی الارب).

[ شَ ] (اِخ) نام آب یا وادیی است
بنی فزاره را. (از معجم البلدان).

[ شَ ] (اِخ) آبی است متعلق به بنی اسد.
(از معجم البلدان).

[ شَ ] (اِخ) یک وادی است و در این
مکان چاهی یافت شود. (از معجم البلدان).

(شَ رَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - آمیختن (گوشت پخته یا خام و مانند آن ). 2 - بند بستن
خریطه را. 3 - دروغ بستن بر کسی .


Farsca - Farsca lüğətdə Farsca شرج sözünün Farsca mənası nədir? Farsca dilindəki شرج sözünün Farsca dilindəki mənasını yuxarıda oxuya bilərsiniz.

Was this article helpful?

93 out of 132 found this helpful