زله
زله nədir, Farsca nə məna gəlir, Farsca زله nə mənasıdır? Farsca - Farsca
[ زَ لَ هْ ] (ع مص) زله زلهاً (بالتحریک)؛
طمع کردن. (از ذیل اقرب الموارد).
[ زَلْ هْ ] (ع اِ) شکوفه و ریحان. || حسن
و خوبی شکوفه و ریحان. || سنگی که بر
آن آبکش ایستاده شود. || سرگشتگی.
(منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) ...
[ زَ لَ هْ ] (ع اِ) غم و اندوه که به ذات کسی
برسد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم
الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ زَلْ لَ / لِ / زِلْ لَ / لِ ] (اِ) پرنده ای است
به گرمای صعب بانگ بردارد، بانگی تیز و او
چند ناخنی باشد. و چزد نیز خوانندش. (لغت
فرس اسدی چ اقبال ص ۴۹۴). جانوری باشد
شبیه ...
[ زَلْ لَ / لِ ] (از ع، اِ) آنچه از طعام بهر
کسی نگاهدارند. (غیاث اللغات). طعام و
خوردنی که شخص میهمان از مجلس
ضیافت با خود ببرد. (ناظم الاطباء). آنچه
برگیرند با خود از مائدهٔ دوستی یا خویش
خود را ...
[ زِلْ لَ / لِ ] (اِ) در تداول، بمعنی ستوه و
عجز می آید.
- زله آمدن؛ به ستوه آمدن. عاجز شدن. به
تنگ آمدن. زله شدن. بجان آمدن.
- زله آوردن؛ عاجز ...
( ~.) (اِ.) حشره ای است شبیه ملخ و سبز رنگ که در غله زارها و هوای گرم بانگ کند؛
سوسک و زنجره و جزد و چزد نیز گویند.
(زَ لِّ) [ ع . زلة ] 1 - (مص ل .) لغزیدن . 2 - (اِ.) خطا. 3 - مهمانی عروسی . 4 -
آن چه از خوردنی که از مهمانی با خود برند.
Farsca - Farsca lüğətdə Farsca زله sözünün Farsca mənası nədir? Farsca dilindəki زله sözünün Farsca dilindəki mənasını yuxarıda oxuya bilərsiniz.
Was this article helpful?
93 out of 132 found this helpful