رای
رای nədir, Farsca nə məna gəlir, Farsca رای nə mənasıdır? Farsca - Farsca
(اِخ) دهی است از دهستان نهبندان
بخش شوسف شهرستان بیرجند، واقع در
شش هزارگزی شمال باختری شوسف و
۴هزارگزی باختر شوسهٔ عمومی مشهد -
زاهدان. این ده در دامنهٔ کوه قرار گرفته است و
هوای آن معتدل و سکنهٔ آن ...
(ع اِ) جِ رایت. (اقرب الموارد)
(المنجد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
رجوع به رایت شود.
(هندی، اِ) نامی که بدان حکمرانان
نواحی هند را بازخوانند. راجهٔ هند. (غیاث
اللغات). راجه و پادشاه هند. ج، رایان. (ناظم
الاطباء). پادشاه هند. (شرفنامهٔ منیری). نام
پادشاه هندوان. (از فرهنگ سروری). لقب
شاهان هند. (از فرهنگ شعوری ج ۲
ورق ...
(اِ) نوعی ماهی است. (از تذکرهٔ داود
ضریر انطاکی ص ۱۷۰).
(اِ) رأی. (ناظم الاطباء). فکر.
(آنندراج) (غیاث اللغات) (بهار عجم) (ارمغان
آصفی) (ناظم الاطباء) (از شعوری
ج ۲ورق ۱۶) (مجموعهٔ مترادفات). اندیشه.
(آنندراج) (فرهنگ نظام) (ناظم الاطباء)
(ارمغان آصفی) (بهار عجم) (مجموعهٔ
مترادفات). در عربی بمعنای تدبیر و مقتضای
عقل. (برهان). پنداشتی. تأمل. ...
(اِ.) راه ، طریق .
[ هند. ] (اِ.) نک راجه .
[ ع . رأی ] (اِ.) 1 - اندیشه ، فکر. 2 - تدبیر. 3 - عقیده ، اعتقاد. 4 - شور،
مشورت . 5 - قصد، عزم .
Farsca - Farsca lüğətdə Farsca رای sözünün Farsca mənası nədir? Farsca dilindəki رای sözünün Farsca dilindəki mənasını yuxarıda oxuya bilərsiniz.
Was this article helpful?
93 out of 132 found this helpful