خلع
خلع nədir, Farsca nə məna gəlir, Farsca خلع nə mənasıdır? Farsca - Farsca
[ خُ ] (ع اِمص) رهایی زن بر مالی که
شوهر بستاند از وی یا از غیر وی. (ناظم
الاطباء).
- طلاق خلعی؛ یکی از اقسام طلاقست که
بر اثر خلع حاصل میشود، یعنی قطع علاقهٔ
زوجیت از ...
[ خَ ] (ع اِمص) عزل. معزولی. (ناظم
الاطباء).
- خلع شدن؛ معزول شدن. از شغل و عمل
خارج شدن.
- خلع عذار کردن؛ بی آبرویی کردن :
چون بازگشتند مستان همه، وی با ...
[ خُ ] (ع مص) رها کردن زوجه بر مالی
که از وی ستاند. (از منتهی الارب) (از تاج
العروس) (از لسان العرب) (از اقرب الموارد).
رها کردن زنی را بکابین و جز آن. (یادداشت
بخط مؤلف).
[ خِ لَ ] (ع اِ) جِ خلعت. خلعتها.
(یادداشت بخط مؤلف): و از دارالخلافه به
خلع گرانمایه مخصوص گشت. (جهانگشای
جوینی).
[ خَ ] (ع مص) برگ آوردن. یقال:
خلعت العضاة. || گسستن پی پاشنه.
|| برکندن جامه را از تن. منه: خلع ثوبه.
|| برکندن نعلین و چکمه. منه: خلع نعله و
خلع ...
(خُ) [ ع . ] (مص م .) طلاق گرفتن زن از شوهر با بخشیدن مهر خود یا با دادن مال .
(خَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - کندن ، برکندن . 2 - جدا کردن . 3 - برکنار کردن کسی از
شغل .
Farsca - Farsca lüğətdə Farsca خلع sözünün Farsca mənası nədir? Farsca dilindəki خلع sözünün Farsca dilindəki mənasını yuxarıda oxuya bilərsiniz.
Was this article helpful?
93 out of 132 found this helpful