حمام
حمام nədir, Farsca nə məna gəlir, Farsca حمام nə mənasıdır? Farsca - Farsca
[ حَ مْ ما ] (اِخ) دهی از دهستان
یعقوب وندپاپی بخش الوار گرم سیری
شهرستان خرم آباد. تپه ماهور و گرم است.
سکنهٔ آن ۱۰۰ تن. آب آن از چشمهٔ حمام و
رود زال. محصول آن غلات و لبنیات. شغل ...
[ حُ ] (ع اِ) تب همه ستوران. (ناظم
الاطباء). تب جمع ستوران. (منتهی الارب)
(اقرب الموارد). و گویند تبی است مخصوص
به اسب. (اقرب الموارد). || مهتر شریف.
(منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سید شریف.
(اقرب الموارد).
[ حَ مْ ما ] (ع اِ) گرمابه. مذکر است. (از
منتهی الارب). ج، حمامات. (منتهی الارب).
و فارسیان به تخفیف نیز استعمال نمایند.
(آنندراج).
- امثال:
رستم در حمام؛
نقش در حمام.
اگر تو آدمئی ...
[ حَ ] (ع اِ) کبوتر. (منتهی الارب)
(اقرب الموارد). || هر نوع مرغ طوق دار.
(از منتهی الارب) (اقرب الموارد). مثل فاخته
و قمری و مرغ سنگخوار و مرغ ساق جر.
(اقرب الموارد). حمامة یکی آن. و ...
[ حِ ] (ع اِ) جِ حُمَّة. (از منتهی الارب).
رجوع به حمة شود. || قضا و قدر مرگ.
(منتهی الارب). قضای موت و قدر آن. (از
اقرب الموارد). مرگی. (مهذب الاسماء).
(حَ مّ) [ ع . ] (اِ.) گرمابه . ج . حمامات . ؛~ِ زنانه کنایه از: جای شلوغ و پر سر
و صدا. (?(حمام (حِ) [ ع . ] (اِ.) مرگ ، موت .
(حَ) [ ع . ] (اِ.) کبوتر. ج . حمائم .
Farsca - Farsca lüğətdə Farsca حمام sözünün Farsca mənası nədir? Farsca dilindəki حمام sözünün Farsca dilindəki mənasını yuxarıda oxuya bilərsiniz.
Was this article helpful?
93 out of 132 found this helpful